۱۳۸۸ آبان ۲۲, جمعه

بهترین های هفته علوم در سفر

لطفا اینجا را کلیک کنید.

قلعه های عمان

    وقتی در عمان سفر می کنید، لازم نیست خیلی با دقت نگاه کنید تا تعداد قصر ها و قلعه ها در خارج از شهر توجه شما را به خود جلب کند. فقط یک نگاه لازم است تا مطمئن شوید که به زحمت بتوان در این کشور، تپه ای را که برج و بارو ای بر آن نساخته باشند یافت.





    زمانی که کشور اولویت های مهم تری نسبت به مرمت و تعمیر خشت و گل های رنگ و رو رفته و تیرهای چوبی شکسته داشت، وزارت فرهنگ و میراث ملی سرمایه گزاری عظیمی در پروژه بازسازی و مرمت قلعه ها نمود. عملیات مرمت آثار باستانی در دهه 1970 میلادی، زمانی آغاز شد که با وجود تنها چند مدرسه و بیمارستان در سراسر کشور، کل کار به هوا و هوسی بیش نمی نمود و به طور قطع ربطی به رشد صنعت نوپای توریسم هم نداشت؛ شاید بیشتر مرکز ثقل بیداری ملت - نمایشی از هویت ملی کشور، و زیربنایی برای ساخت تصویری نو از عمان به شمار می رفت.
    این استحکامات، چه تنها یک چهار دیواری ساده باشند، یا عمارات عظیمی همچون قطعه نخل، شجره نامه هایی گاه طولانی تر از عمر خود کشور با خود دارند. برخی از آنها، مانند قلعه الرستاق  کمی پیش از اسلام، به دست قبایل محلی و به منظور محافظت از مسیرهای تجاری بنا شدند، یا، همچون قلعه برقح برای مقاومت در مقابل حمله غارتگران دریایی ساخته شده اند. این بنا ها، اجزاء شکل دهنده یک ملت را تشکیل می داده اند. شاید قلعه ساختن مهارتی فراموش شده در عمان به شمار آید (بیشتر تخصص لازم در پروژه های مرمت از خارج از کشور بدست می آید)، اما نیاز به حفظ و نگهداری این نماد های تاریخی برای نسل های آینده به خوبی احساس می شود.
    خوب شاید بپرسید که اصلا قلعه چیست که اینقدر اهمیت دارد. قلعه بنایی نظامی است که طوری طراحی شده تا از یک جامعه محافظت نماید (مانند قلعه الحضم). از سوی دیگر، قصر مانند بیت النعمان در برقع، استحکاماتی خصوصی است که اصولا برای محافظت ملک آن ایجاد شده است. براین پایه، قلعه را می توان به عنوان بخشی از غرور مدنی، یا نشانی از استقلال و همبستگی یک جامعه تعریف نمود، چیزی که برتقالی ها زمان فتح مسقط و قلعه های میرانی، جلالی، و مطرح قادر به درک آن نبودند، آنها قلعه ها را فتح نمودند اما موفق به تسخیر مردم داخل آنها نشدند.





    ممکن است با نگاهی به شکوه و جلال قلعه آیجا، دهکده ای که هنوز تا رسیدن به دنیای مدرن فرسنگ ها فاصله دارد، بتوان نتیجه گرفت که مناظر عمان همگی عقب افتاده و مربوط به اعصار گذشته اند. اما به خاطر بیاورید آن ایستگاه اتوبوس، باجه تلفن عمومی و ساختمان های اداری جدید مسقط را که همگی برگرفته از معماری قلعه ساخته شده اند؛ درواقع، آنان قلعه را برای عصر معاصر دوباره خلق نموده اند. وقتی به کشور های دیگر منطقه نگاه می کنید و می بینید که چگونه از گذشته خود جدا افتاده و آن را انکار می کنند، این احساس احترام و ایجاد پیوستگی میان گذشته و میراث آن است که عمان را در حوضه خلیج فارس منحصر به فرد می نماید.
    منابع:
    The Lonely Planet, Oman

آبگرم های ایران

فهرست آبگرم های ایران را اینجا بخوانید.



از استانبول تا هند


مقاله جالب ریک استیوز در مورد سفرش از استانبول تا هند را در اینجا بخواهنید.

۱۳۸۸ آبان ۲۱, پنجشنبه

مروري بر جمهوری آذربايجان






مروري بر جمهوری آذربايجان

آذربايجان به معني «سرزمين آتش» يكي از سه كشور حوزه قفقاز و از قديمي ترين مكان هاي سكونت بشر است. آذربايجان با 86،600 كيلومتر مربع مساحت و 7،830،000 نفر جمعيت سرزميني است نه اروپايي و نه آسيايي، بلكه ملقمه اي است از تمام فرهنگ ها و تمدن هايي كه روزگاري از آن گذر كرده اند.

شواهد تاريخي نشان مي دهد كه بين 500 تا 700 هزار سال پيش انسان در اين منطقه سكونت داشته. قديمي ترين ابزار توليد آتش در آذربایجان کشف شده است. (در قره باغ كه اكنون منطقه مورد اختلاف بين آذربايجان و ارمنستان به شمار مي رود).

آذربایجان به معنی سرزمین آتش است. این سرزمین بر روی منابع عظیم نفت و گاز طبیعی واقع شده، و پر است از رودخانه ها، چشمه ها و حتی کوه هایی که به دلیل نشت گاز طبیعی از منابع زیرین، در حال سوختن هستند. شاید در فارسی آب و آتش دشمن یکدیگر باشند، اما در آذربایجان منظره چشمه ای با آب سوزان، یا کوهی که از آن آتش بیرون آید، عادی است. البته منظره چاه های نفتی که در حیاط خصوصی مردم یا وسط چهارراه ها در حال استخراج نفت هستند نیز دیدنی است.



بنا به نظر برخی تاریخ دانان، زرتشت زاده آذربايجان است، اگر هم نباشد آذربایجان از قدیمی ترین سرزمین های زرتشتی و از مقدس ترین آنها بوده وهست. تعدادی از قديمي ترين و مهم ترین آتشكده هاي زرتشتي در اين منطقه باقي مانده و سالیانه زرتشتیان از هند، ایران و دیگر نقاط دنیا برای زیارت به آن سر می زنند.
تاثير حكومت ايرانيان،عرب ها، ترك ها، رومي ها و روس ها را مي توان در فرهنگ متنوع آذري يافت.

شهر هاي لنكران و آستارا و منطقه تالش در جنوب با فرهنگ تالشی آن، خانلر در مركز كه توسط شراب سازان آلماني در 1830 بنا شد، همینطور شهر تاريخي گنجه كه زادگاه نظامي گنجوي شاعر فارسي سرا است. يهوديان و لزگي ها نيز شهر ها و دهات خود را دارند و مردم لاهيج خود را از تبار لاهيجان ايران می دانند و البته زبانشان نیز بیشتر فارسي است تا آذري.

اگر مساحت جمهوری آذربایجان زیاد نباشد، تنوع فرهنگی، نژادی و زبانی در آن بی نظیر است.




آیا می دانید روستای گلستان، جایی که عهدنامه گلستان میان روسیه و ایران امضا گردید در این کشور واقع شده است.


اكثريت جمعيت آذربايجان را مسلمانان شيعه تشكيل مي دهند. حكومت آذربايجان غير مذهبي است. در آذربايجان سال جديد روز اول ژانويه آغاز می شود این روز تعطيل است، اما عيد اصلي شان عيد نوروز است كه يك هفته را (و گاه بيشتر) تعطيل مي كنند. ضمنا چهارشنبه سوري از دیگر جشن های مهم آن دیار است (که برگزار می شود).

آشپزي آذري به ايراني بسيار نزديك است در باكو خورش فسنجان، قرمه سبزي، كوكو و كوفته به راحتي پیدا می شود، هرچند آشپزي شان از روسي، تركي و گرجي نيز بي تاثير نمانده است.

در دوران اتحاد جماهير شوري، باكو و ديگر شهر هاي ساحلي آذربايجان، مراكز تفريحي جذاب براي ساکنان دیگر جماهير به حساب می آمد، و جمعيت ارمني ساكن در آذربايجان (تا پيش از جنگ) به بيش از يك ميليون نفر می رسید.


امروزه به دليل آلودگي هاي نفتي، اكثر سواحل اين مناطق براي آب تني مناسب نيستند هرچند كه جوانان پولدار و خوش گذران آذري بي توجه به اين مسائل در سواحل پرسه می زنند. با اين حال، ساحل آستارای آذربايجان خوب و زيبا و تمیز است. جائی که منظره کوه ها و جنگل های تالش در افق پیداست، و خبری از بلوک های بتونی خاکستری رنگ جنوب دریای خزر نیست.

منابع عظيم نفت و گاز طبيعي كه در بسياري از مناطق به طور طبيعي آزاد می شود، باعث شده در خیلی جاها شعله هاي آتش از صخره ها سر بر آورده يا حتي چشمه ها و رودخانه ها با يك جرقه آتش بگیرند.

ماركوپلو نیز به صخره هاي گاز سوزان در اين منطقه اشاره كرده است.



مردم آذربایجان در هنر و ادبيات ذوق و سلیقه دارند.
نظامي گنجوي به فارسي شعر مي گفت، اما محمد بن سليمان فضولي به آذري، در دوران معاصر مي توان از ميرزا فتحعلي آخوندف و ميرزا صابر نام برد (كه ظاهرا آثارش الهام بخش اريك كلپتون در ساختن ترانه ليلا بوده است). مجله فکاهی ملا نصرالدین از مجلات وزین ادبی و طنز در منطقه قفقاز به شمار می رفته است.

موسيقي مقام، همان است كه عاشق ها در آذربايجان اجرا مي كنند در سال 2003 سازمان يونسكو اين سبك از موسيقي را به عنوان يكي از اشكال ناملموس ميراث بشري به ثبت رساند.
آذري ها در موسيقي جاز نيز يد طولاني دارند. از 1950 وفيق مصطفا زاده با تركيب موسيقي مقام و موسيقي جاز شهرت جهاني به دست آورد. دختر او عزيزا مصطفا زاده يكي از خوانندگان شناخته شده جاز در جهان است که اکنون در آلمان زندگی می کند. فستيوال جاز باكو يكي از فستيوال هاي معتبر موسيقي در جهان است که همه ساله نوازندگان مهم بین المللی را به خود جلب می کند. این فستیوال در خرداد ماه برگزار می گردد.

سينماي آذربايجان در دوران پيش از استقلال شكوفا بود، اما پس از درگيري نظامي با ارمنستان اين صنعت در دوران نخوت بسر مي برد.




آذربايجان در 1918 به عنوان نخستين جمهوري با حكومت پارلماني در آسيا اعلام استقلال نمود اما چندي بعد با تانك هاي بلشويكي اشغال و تا پيش از استقلال دوباره در سال 1991 به عنوان يكي از جمهوري هاي اتحاد جماهير شوري باقی ماند.






باکو،

باكو شهري مدرن در کرانه دریاه خزر و سرشار از ثروت نفت است، كه از خرابه هاي كمونيسم دوباره سر برآورده. قديمي ترين متروی آسيا در این شهر قرار دارد و دو اثر ثبت شده میراث جهانی بشر توسط سازمان یونسکو، نیز در آن واقع شده اند.
 
برخی ریشه نام باکو را «بادکوبه» به معنی شهرِ باد ها می دانند. دلیل اش تندباد های خزری است که یکی دوبار در ماه، وزیدن می گیرد. دیگران نام باکو را برگرفته از «باک»، به معنی خورشید یا خدا، می دانند. این وجه اشاره به اهمیت باستانی باکو به عنوان یکی از مراکز اصلی عبادت زرتشتیان دارد. مردم آذربایجان آن را «باکی» می نامند.




دوران طلائی باکو، با انتقال پاتخت شیروان شاهان (حاکمان محلی منطقه) به آنجا، پس از نابودی پایتخت قبلی شان در شماخی توسط زلزله 1191، آغاز گردید. باکو که پس از حمله مغول نابود شده بود، در دوره حکومت خلیل الله اول (1417-65) از سلسله شیروان شاهان عظمت خود را باز یافت.




سلسله شیروان شاهان در 1501 توسط شاه اسماعیل صفوی (که در اشعار آذری از او با نام خاتای یاد شده است) از باکو بیرون رانده شده و مردم آذربایجان (به همراه دیگر اقوام ایرانی) به تشیع گرویدند.


زمانی که پتر کبیر در 1723 باکو را تصرف نمود جمعیت شهر چیزی در حدود 10،000 نفر بود. آغا محمد خان باکو را از روس ها پس گرفت، اما در پی جنگ های ایران و روس، باکو دوباره به تصرف روسیه درآمد. پس از استخراج صنعتی نفت از چاه های اطراف شهر در 1873، جمعیت آن رو به افزایش گذاشت، طوری که پس از 30 سال جمعیت شهر %1200 رشد نشان می داد.



شهر باكو در سال 1905، به تنهايي تولید کننده پنجاه درصد نفت خام جهان بود.

امروزه هجوم سرمایه شرکت های نفتی بین المللی، جلال و شکوه سابق را به شهر بازگردانده است. فروشگاه های شیک آن، کالای لوکس خود را در همان کوچه ها و خیابان های چندصد ساله ایچِری شهر (ارگ باکو) به مشتریان خود عرضه می کنند. قلعه دختر در مرکز شهر نماد باکو و از جذابیت های گردشگری مهم، در کنار ساحل زیبای خزر قرار گرفته است.
 
کمتر شهری در جهان به سرعت باکو در حال تغییر و پیشرفت است. شهری که غرب و شرق را در دنیای هزار فرهنگی خود گرد آورده، چایخانه های سنتی را کنار پاب های انگلیسی و حمام های آذری را نزدیک کلوب های شبانه با موزیک تند غربی قرار داده است. در خیابان های اش خودروی لادای روسی در کنار سمند ایرانی و هامر آمریکایی حرکت می کنند. و در رستوران های اش انتخاب ها شما را از ژاپن به تهران و قفقاز و از آنجا به روسیه و اسپانیا می برند.